حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى
479
تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )
عرب و بغداد قوبيلاى چندين دسته سپاهى بكمك هولاگو فرستاد و هولاگو نيز پس از تسخير دار الخلافه نصف غنايمى را كه از غارت آن شهر بدست آورده بود بخان باليغ پيش برادر بعنوان هديّه و پيشكش روانه داشت . قوبيلاى قاآن بطور كلى مملكتدارترين سلاطين مغول است چه پس از فتح چين فورا بترميم خرابىهائى كه از لشكركشىهاى مغول نتيجه شده بود پرداخت علما و ادبا و اهل حرف و صنايع را كه متوارى گرديده بودند جمعآورى نمود و بادامهء مشاغل خود واداشت ، راههاى متعدّد ساخت و كاروانسراها در هر نقطه انشاء كرد و ترتيب چاپار منظمى براى عموم ممالك خود داد ، زراعت را ترقّى بخشيد ، براى رعايت حال ضعفا و پيرمردان دار العجزهها ايجاد نمود شخصا مردى آزادمنش بود و با اينكه بآئين بودائى و كنفوسيوسى و عيسوى و اسلام غالبا در دربار او مجلس مناظره و مباحثه داشتند و بفرمان او قسمتى از قرآن و انجيل و توراة و تعليمات بودا را به زبان مغولى ترجمه كردند . امر تجارت نيز در عهد قوبيلاى قاآن رونق بسيار گرفت و در عهد او بود كه دو نفر برادر معروف ونيزى مافيوپولو « 1 » و نيكوپولو « 2 » بدربار او آمدند و پسر اين دومى يعنى ماركوپولو « 3 » است كه طرف محبت قوبيلاى قاآن قرار گرفته و مدّت بيست سال از جانب اين پادشاه مصدر مشاغل مهمه از حكومت ايالات چين و ادارهء امور گمرك و سفارت و غيره شده و در نتيجهء آشنائى عميق باحوال ممالك قوبيلاى قاآن پس از مراجعت باروپا ( در سال 695 ) شرح سفر خود را براى يكى از دوستان خود نقل كرده و او آنها را كه حاوى اطلاعات نفيسى راجع باحوال كليهء ممالك مغول در آن عصر است جمع و منتشر ساخته است . از امور مهمهء عهد قوبيلاى قاآن رفتوآمد تجار مسلمان بچين . نفوذ پيدا كردن ايرانيها در دستگاه او و انتشار زبان فارسى است در چين ، اين پادشاه در موقعى كه ميخواست بلاد مستحكمهء چين جنوبى را بگشايد از ايران و شام معروفترين
--> ( 1 ) - Maffio Polo ( 2 ) - Nicco Polo ( 3 ) - Marco Polo